Posted by: الف. پ. | می 27, 2008

Aujourd’hui, c’est la même l’histoire

Quand ils sont venus chercher les communistes, je n’ai rien dit; je n’étais pas communiste.
Quand ils sont venus chercher les juifs, je n’ai rien dit ; je n’étais pas juif.
Quand ils sont venus chercher les syndicalistes, je n’ai rien dit ; je n’étais pas syndicaliste.
Quand ils sont venus chercher les catholiques, je n’ai rien dit ; je n’étais pas catholique.
Puis ils sont venus me chercher, Et il ne restait plus personne pour protester.
Et aujourd’hui en Iran c’est la même l’histoire

Posted by: الف. پ. | مارس 18, 2008

بهار عمر خواه ای دل

هر زمان نو می شود دنیا

و ما بی خبر از نو شدن اندر بقا

پس تورا هر لحظه مرگ و رجعتی است

مصطفی فرمود دنیا ساعتی است

Posted by: الف. پ. | ژانویه 5, 2008

پرداخت سوبسید به کشاورزان خارجی!

امروز صبح داشتم تیتر خبرها را نگاه می کردم . ناگهان خواندن خبری مرا شگفت زده کرد: « دولت برای مقابله با تورم و گرانی تصمیم گرفته است تا با واردات کالاهای یارانه ای از “فشار بر اقشار ضعیف جامعه” جلوگیری کند.»

خوب بالا خره دولت هم نشان داد مدیریت بلد است و روش درمان تورم را خوب می داند!!! فقط، این شیوه یک عیب کوچولو دارد و آن هم اینکه پدر تولید کننده و کشاورز داخلی را در می آورد. نرخ ارز که به برکت درآمدهای نفتی ثابت و پایین تر از قیمت واقعی نگاه داشته شده و همین جوری هم بسیاری از فعالیت های تولیدی را زیان ده کرده است (قضیه تولید شکر هفت تپه که یادتان هست.) در حال حاضر هم که دولت برای آب، برق، انواع سوخت و انواع کالاهای اساسی نظیر نان، برنج، شکر و روغن انواع خدمات یارانه ای ارائه می کند نه تنها  مشکلی را حل نکرده  بلکه این دستکاری و دخالت در نظام بازار، هزار تا مشکل هم برای مصرف کننده  و تولید کننده و حتی خود دولت ایجاد کرده است.

آقای احمدی نژاد یکی از دلایل رشد تورم را واردات کالاهای خارجی می خواند و می گفت که «اقتصاد ایران وابسته به واردات است و افزایش قیمت کالاهای وارداتی در تورم تاثیر زیادی داشته است.» !!!! حالا متوجه شده که برای کنترل تورم باید واردات کرد!!!! همان موقعی که می گفت کالای وارداتی عامل تورم است ما گفتیم که اینطور نیست حالا هم که برای مهار تورم واردات را زیاد می کند می گوییم این شیوه مضراتش بیشتر از فوایدش است. دولت محترم با اعمال یک سری سیاستهای پولی غلط و تزریق نقدینگی خودش باعث گرانی و تورم شد حالا هم که قیمت نفت بالا است تصمیم گرفته با پول صندوق ذخیره ارزی کالای اساسی (قابل واردات) وارد کند تا قیمت ها را کنترل کند. این کار مثل این است که کسی پول نفت را  به عنوان یارانه بدهد به کشاورزان خارجی تا کشاورزی این مملکت را نابود کنند. تازه با واردات تورم کنترل نمی شود و اگر هم در کوتاه مدت اثری داشته باشد فقط روی کالاهای جانشین واردات است، مسکن و زمین را که دولت نمی تواند از کشورهای خارجی وارد کند.

Posted by: الف. پ. | دسامبر 31, 2007

مسئله این است!

دوست عزیزم آقای صادق الحسینی یک پست در مورد اینکه هر کاندیدای ریاست جمهوری یا احزاب به طور کلی، باید به چه سوالات اقتصادی قبل از انتخابات پاسخ بدهند نوشته است. ایشان در حدود 20 سوال اساسی را یاد آوری کرده که بزعم بنده نه تنها هر مسئول اجرایی باید در ارتباط با آنها نیک بیندیشد و حداقل برای هریک نظر روشنی داشته باشد بلکه اساتید و دانشجویان اقتصاد در ایران هم لازم است سعی در پاسخ دادن به این سوالات کنند. مرور این سوالات را به شما دوستان عزیز اکیدا توصیه می کنم. از کنار هیچکدام بی تفاوت نگذرید هرکدام از این سوالات یکی از ضربه خورهای اقتصاد ما را نشان می دهد و آگاه بودن و شناختن مشکلات بالاخره آدمی را به دنبال پاسخ و راه حل می کشاند. به هرحال حداقل اینکه آدمی بداند سوالاتش کدام است خودش کلی است !!!

Posted by: الف. پ. | دسامبر 24, 2007

آنکه ناموزد از گذشت روزگار

دوستانی داشتم و دارم که همیشه ایران را تافته ای جدا بافته از دنیا تصور می کنند و ایرانی را انسانی متفاوت. جالب تر اینکه کسانی که چنین تصوراتی دارند اغلب نه اهل مطالعه تاریخ و جغرافیا هستند و نه تا کنون از ایران خارج شده اند. غالبا اطلاعات غلط و ناقصی از موضوعات تاریخی دارند و از جریانات و حوادثی که در عالم می گذرد بی خبرند. اما چرا این مقدمه را گفتم؟، چون هروقت من برایشان مثال هایی از تورم یا مشکلات اقتصادی در کشورهای دیگر می زنم که بسیار شبیه مورد کشور ما است نگاهی عاقل اندر سفیه به گوینده می اندازند و راوی را فردی خوش خیال و بیکار می پندارند که مثلا به موضوع تورم در فلان کشور آسیایی یا افریقایی توجه دارد و سریعا هم نظر می دهند که هر کشور باید با خودش مقایسه شود و ما باید دنبال علم بومی باشیم!!! و اضافه می کنند که «مگر ما خودمان کم درد و مرض داریم که حالا بیایم ببینیم مثلا در میانمار چه می گذرد؟ …. راستی گفتی میانمار تو آفریقا بود نه ؟ !!!»

و اما خبر

در خبر های روزنامه دنیای اقتصاد آمده بود که تورم در زیمبابوه از 8000 در صد گذشته است و قیمت ها به ساعت تغییر می کند مردم به جای اینکه شب به خانهایشان برگردند ترجیح می دهند در محل کارشان بخوابند چون هزینه رفت و آمد ساعتی زیاد می شود. مغازه ها از اجناس خالی است چون با بی ارزش شدن پول این کشور قاچاق کالا به کشور های همسایه به شدت رواج گرفته است و پیش بینی ها نشان می دهد که تورم در این کشور شاید از مرز 10 هزار درصد هم بگذرد. ریس جمهور موگابه هم مدام انگلیس را بانی تورم و مشکلات اقتصادی معرفی می کند.

جالب این است که تا قبل از روی کار آمدن موگابه در این کشور که رودزیا نامیده می شد کشاورزی رونق فراوان داشت و این کشور به سبد نان افریقا شهرت داشت. جالبتر اینکه در صد افراد باسواد و دارای تحصیلات عالی در این کشور از ایران بسیار بیشتر است. ولی حالا سفره خالی ماند و بی آب ونان …

چقدر باید بر یک جامعه فشار بیاید تا سیاستمردان آن کشور بفهمند که قوانین جابرانه اقتصادی محل بازیهای سیاسی نیست و اگر ما از چیزی خوشمان نمی آید دلیل این نیست که آن چیز وجود ندارد!!!

آنکه ناموزد از گذشت روزگار……………………………… هیچ ناموزد زهیچ آموزگار

Posted by: الف. پ. | دسامبر 17, 2007

سه جمله از بزرگان اقتصاد

تازه ازیک سفر طولانی برگشته ام . حسابی سرما خوردم وتمام بدنم درد می کنه. تو این پست فقط سه تا جمله از سخنان هفته سایت چراغ آزادی که تم اقتصادی دارد را نقل می کنم. اهل مرید و مرادی نیستم ولی این روزها فکر می کنم خیلی این میلتون فرید من در نظرم بزرگ شده. هر چه که جملات و نوشته های این مرد رو می خوانم باز سیر نمی شم.

1- ما نهار خود را مدیون نازکدلی قصاب و نانوا و آبجو فروش نیستیم ما نهار می خوریم زیرا آنان به دنبال سود خویشند. آدام اسمیت

2-بنیان بیشتر ایرادها علیه بازار آزاد باور نداشتن به خود آزادی است. میلتون فریدمن

3- تمدن با افزایش شمار کارهای مهمی که هنگام انجامشان به آنها نمی اندیشیم پیشرفت می کند. فریدریش فون هایک

Posted by: الف. پ. | دسامبر 2, 2007

خشونت

یکی از مهمترین معضلات جامعه ما گرفتاری به خشونت است. من بارها در این خصوص با دوستان و آشنایان صحبت کرده ام. گویی قبح و زشتی خشونت در میان ما از بین رفته است. خشونت های خانوادگی، مرد علیه زن، والدین با فرزندان، برادر و خواهر بزرگتر علیه برادر و خواهر کوچکتر، معلم علیه دانش آمورزان، دانش آموزان کلاس بالاتر علیه دانش آموزان کلاس پایینتر، خشونت های خیابانی و موارد بسیار دیگر. جدیدا هم پلیس و نیروی انتظامی برای کاهش جرم و جنایت با جدیت خشونت را بکار گرفته است. این لینک و این لینک را ببینید تا بدانید چه می گویم. نمی دانم چرا برخی با خشونت می خواهند جلوی خشونت را بگیرند ! بیشتر بخوانید…

Posted by: الف. پ. | دسامبر 2, 2007

جواب معما

با تشکر از دوستانی که سعی در حل معما کرده اند جواب معمای را که در چند پست قبلی آوردم اینجا می گذارم.

بیشتر بخوانید…

Posted by: الف. پ. | نوامبر 22, 2007

Corruption Perception Index

Since 1995, Transparency International has published an annual Corruption Perception Index(CPI). A higher score means less corruption. This index is between 0 and 10

If you see this link, you could find that the rank of Iran is 131 between 180 countries in 2007. Unfortunately, each year Iran had lesser rank. This index was 3 in 2003 and it is 2.5 in 2007

corruption.jpg

Posted by: الف. پ. | نوامبر 21, 2007

معما

آلبرت اينشتين اين معما را در قرن نوزدهم ميلادي نوشت. به گفته وي، 98 درصد از مردم جهان نميتوانند اين معما را حل كنند. آيا شما در زمره 2 درصد افراد باهوش در دنيا هستيد؟ پس مسئله زير را حل كنيد و دريابيد كه در ميان افراد باهوش جهان قرار داريد يا خير.

هيچگونه كلك و حقه اي در اين مسئله وجود ندارد، و تنها منطق محض مي تواند شما را به جواب برساند.

صورت مسئله :
1- در خياباني، 5 خانه در 5 رنگ متفاوت وجود دارد.
2- در هر يك از اين خانه ها يك نفر با مليتي متفاوت از ديگران زندگي مي كند.
3- اين 5 صاحبخانه هر كدام نوشيدني متفاوت مي نوشند، سيگار متفاوت مي كشند و حيوان خانگي متفاوت نگهداري مي كنند.

معما : كداميك از آنها در خانه ماهي نگه مي دارد؟

راهنمايي :
1- كبوتر در خانه قرمز زندگي مي كند.
2- مرد سوئدي، يك سگ دارد.
3- مرد دانماركي چاي مينوشد.
4- خانه سبزرنگ، در سمت چپ خانه سفيد قرار دارد.
5- صاحب خانه سبز، قهوه مي نوشد.
6- شخصي كه سيگار pall mall مي كشد، پرنده پرورش مي دهد.
7- صاحب خانه زرد، سيگار dunhill مي كشد.
8- مردي كه در خانه وسطي زندگي مي كند، شير مي نوشد.
9- مرد نروژي در اولين خانه زندگي مي كند.
10- مردي كه سيگار blends مي كشد، در كنار مردي كه گربه نگهداري مي كند، زندگي مي كند.
11- مردي كه اسب نگهداري مي كند، كنار مردي كه سيگار dunhill مي كشد زندگي مي كند.
12- مردي كه سيگار blue master مي كشد، آبجو مي نوشد.
13- مرد آلماني سيگار prince مي كشد.
14- مرد نروژي كنار خانه آبي زندگي مي كند.
15- مردي كه سيگار blends مي كشد، همسايه اي دارد كه آب مي نوشد.

حالا شما ثابت كنين كه جزو اين نود و هشت درصد نيستين

Posted by: الف. پ. | نوامبر 6, 2007

گوییا باور ندارند روز داوری

سعی کردم ننویسم اما بعضی وقت ها نمی شود! متن زیر متن مصاحبه دکتر کلهر مشاور آقای احمدی نژاد در زمان انتخابات است خودتان بخوانید وقضاوت کنید:

- به عنوان آخرین سئوال. در مورد آزادی بیان و مطبوعات می خواستم بدانم.

-(کلهر مي‌خندد) اصلا مگر مي‌شود حرف از جامعه ای فرهيخته زد و آزادی بيان نداشت؟ آزادی بيان کف مطالبات فرهيختگان است. ابولعلای معيری جلوی امام صادق مي‌نشست و خدا را با برهانش رد مي‌کرد. بعضا به امام بد و بيراه هم مي‌گفت. امام فقط گوش مي‌داد و در آخر با برهان و منطق جواب ابولعلی را مي‌داد. ما در اسلام تا اين حد آزادی بيان داشته ايم. حالا انتظار داريد بعد از هزار و چهار صد سال اين نعمت خدادای را سلب کنيم؟ همه آزادند به نقد. اصلا دکتر احمدی نژاد منتظر نقد عملکردش از سوی نخبگان است. من جدا تعجب مي‌کنم در جامعه بعضی شايعات پشت دکتر است که ايشان با نخبگان سر نزاع دارند. اين اصلا با واقعيت سازگار نيست.

- و در مورد آزادی مطبوعات چه طور؟
- من قول مي‌دهم که در زمان رياست جمهوری آقای دکتر شاهد آن بگير و ببندهای سابق نباشيم.

- آقای کلهر همه‌ی حرف‌هايتان را ضبط کرده‌ايم‌ها!
- ايرادی ندارد. من به حرفی که به شما مي‌زنم ايمان دارم. اين‌ها تنها مواضع من نيست. مواضع دکتر احمدی نژاد هم هست. مطبوعات بايد آزاد باشند. اهل قلم بايد آزاد باشند. تنها آفت آزادی بيان و قلم و مطبوعات٬ دروغ است. و الا نقد از همه‌ی ارکان کشور آزاد است و نه تنها در دين اسلام زشت شمرده نشده بلکه در جای جای احاديث ما هم بر آن صحه گذاشته اند. فقط آدم‌های مستکبر هستند که از نقد خوششان نمي‌آيد.

- خانم سارا از وين اتريش تماس گرفتند که باور کنيم حرف‌های مشاور آقای احمدي‌نژاد حرف‌های دولت آتی هم هست؟
- چرا باور نکنيد. من مشاور فرهنگی آقای احمدي‌نژاد هستم. متاسفانه آن شب در شبکه‌ی دو خيلی از اين حرف‌هايی که الآن زدم به خاطر نوع سوالات مجری برنامه نتوانستم بگويم. موضع دولت آتی مواردی است که به طور مفصل در موردشان صحبت شد.
- يک دنيا ممنونم که وقتتان را در اختيار شبکه‌ی مهاجر قرار داديد. مي‌دانم که بييندگان سراسر دنيا از بسياری از حرف‌های شما متعجب شده اند. آرزوی پيروزی و بهروزی برای شما و آقای دکتر احمدی نژاد دارم.
- من هم متشکرم. اميدوارم تاريخ بر حرف‌هايم صحه بگذارد.

Posted by: الف. پ. | اکتبر 26, 2007

تغییرات اساسی

مثلا قرار شد بیشتر رو تزم کار کنم. فعلا وبلاگ خودم رو تعطیل کردم تو وبلاگ مردم می نویسم!!! فکر کنم مطالبی که تو وبلاگهای اقتصادی دیگه نوشتم کلا بیشتر از کل مطالب وبلاگ خودم باشه!!! راستی از بس از این عنوان قبلی ایراد گرفتن که کلا عنوان رو عوض کردم .از این ورد پرس زیاد خوشم نیومده خیلی محدودیت دارد یا من هنوز بلد نیستم باید سر یه فرصت مناسب تر وبلاگ نویس رو جدی تر شروع کنم.

راستی کسی می دونه چه جوری می شه یه فایل تصویری رو روی وبلاگ گذاشت ؟؟

Posted by: الف. پ. | اکتبر 16, 2007

فعلا نیستم

این روز ها حسابی درگیر پایان نامه هستم و اصلا وقت ندارم . تصمیم گرفتم فعلا کار وبلاگی نکنم تا کار پایان نامه ام به یه جایی برسه. کلی مطلب و سوال در ذهنم هست و کلی چرکنویس هم دارم ولی فرصت نوشتن ندارم. البته خوشبختانه دوستان دیگری هستند که هم قلم روانتر وهم سواد بسیار بیشتری از بنده دارند. لذا برای یه مدت فعلا کار و تعطیل می کنم تا بعدا سر فرصت جدی تر نوشتن رو شروع کنم.

پ.ن. 1 این روز ها بحث جایزه نوبل اقتصاد خیلی داغ شده و بالاخره این جایزه به سه نفر اقتصاد دان امریکایی که در زمینه طراحی مکانیسم  کا ر کردن تعلق گرفت متاسفانه این مبحث طراحی مکانیسم و تئوری بازیها در ایران جزو سرفصل های اصلی دروس اقتصاد نیست و استاد بسیار قوی در این زمینه من در ایران سراغ ندارم.

پ.ن2 مثلا تصمیم گرفتم دیگه ننویسم بابا اخه اقتصاد خونده باشی و بحث جایزه نوبل اقتصاد هم باشه اون وقت تو اظهار نظر نکنی مگه می شه. آخ که اگر این رو نمی گفتم می ترکیدم

Posted by: الف. پ. | اکتبر 7, 2007

شکاف بین نقدینگی و تورم

این روز ها اصلا دل و دماغ نوشتن را ندارم .این پست را هم صرفا برای مرتب کردن ساختار ذهنی خودم می نویسم. آمار ارائه شده نشان از یک اختلاف بین تورم و میزان نقدینگی است. طبق آماری که من دارم افزایش نقدینگی در حدود 40 در صد بوده و تورم چیزی در حدود 16 در صد و مخالفین ارتباط تورم و نقدینگی عنوان کرده اند که اگر ارتباطی است چرا تورم به اندازه نقدینگی افزایش نیافته است ؟

به هر حال صرفا برای اینکه ذهنم را مرتب کنم از چیزهایی که خوانده ام و یادم مانده است فکر کنم دلایل زیر می تواند این شکاف را توضیح بدهد

1- آمار ارائه شده توسط مراجع رسمی جهت دار است و میزان درست را اعلام نمی گردد (هر چند که شخصا برای این گزینه وزن چندانی قائل نیستم.)

2- برای محاسبه تورم کالاهای غیر قابل جانشین واردات مثل مسکن در نظر گرفته نمی شود. و بخشی از این افزایش نقدینگی جذب این بخش می شود لذا رابطه افزایش نقدینگی و تورم کمتر از مقدار واقعی نشان داده می شود. آمار بالای افزایش قیمت مسکن این دلیل را تایید می کند این طور که من از ایران شنیده ام افزایش قیمت در بخش مسکن چیزی بین 30 تا 50 درصد بوده است.

3- وجود یک وقفه زمانی بین افزایش نقدینگی و تورم ( هر چند که فکر نمی کنم این وقفه زمانی طولانی باشد)

4-افزایش واردات در بخش کالا های مصرفی . آمار ارائه شده نشان دهنده افزایش در بخش کالاها ی جانشین واردات است که باعث می شود بخشی از تورم جذ ب شود.

5- روش محاسبه تورم درست نیست و شاید استفاده از روشهای بهتر اعداد درست تری به دست بدهد (چند مقاله دیده ام که روش محاسبه تورم توسط بانک مرکزی را درست نمی دانستند)

6- خرید ارز توسط مردم از بانک مرکزی و خارج شدن ریال از بازار (طبعا میزان  ارزی که در سایر کشورها توسط ایرانی ها یا دولت خرج می شود منظور است) که می تواند فاکتور مهمی در خارج کردن نقدینگی از بازار باشد.

7- تغییر سرعت گردش پول (این را شاید با رابطه معروف فیشربتوان توضیح داد. M.V=P.Q که در آن M میزان پول، V سرعت گردش پول، P قیمت و Q میزان تولید را است هر چند پیش فرض بنده این است که در شرایط تورمی باید این سرعت افزایش یابد چون پول داغتر می شود ولی شخصا تحقیقی در این زمینه ندیده ام)

هر کدام از موارد بالا خود به تنهایی یک تحقیق جدی می طلبد و دلایل آمده در این متن صرفا برای طبقه بندی ذهن نگارنده است خوشحال خواهم شد دوستان اگر دلایل دیگری سراغ دارند بیان کنند.

Posted by: الف. پ. | اکتبر 5, 2007

جهت گیری سیاسی 3

اگر دو پست قبلی را خوانده باشید و تست «آزمون جهت گیری سیاسی» را انجام داده باشید. فکر کنم تا حدودی نقطه مشترک فکری و شناخت پیشینی از دستگاه مختصات اقتصاد-قدرت پیدا کرده باشیم. سوای درست بودن یا مثمرثمر بودن یک جهت گیری خاص سیاسی چیزی که همیشه برای من جالب بوده این است که چرا برخی از جوامع یا لایه های فرهنگی ویژه جهت گیری سیاسی خاصی دارند (دقت کنید که احزاب را منظور ندارم). به عبارتی بهتر، در فرهنگی یا جامعه ای خاص جانبداری بیشتری از احزابی صورت می گیرد که در یکی از نواحی چهارگانه این دستگاه واقع شده اند. به قول دوستان آماردان اریب معناداری به سمت آن ناحیه دارند. برای روشن تر شدن منظورم بگذارید مثالی از کارل مارکس بزنم.

(برای ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید)……

بیشتر بخوانید…

Posted by: الف. پ. | اکتبر 4, 2007

جهت گیری سیاسی 2

قول داده بودم در مورد جریان های فکری غالب در دنیا چیزی بنویسم تا شاید پست قبلی روشن تر شود.

به شکل سنتی می توان گرایش های سیاسی با نگرش اقتصادی را به دو گروه راست و چپ تقسیم می کنند. یعنی اعتقاد به بازار آزاد، رقابت آزاد، مالکیت خصوصی و فردگرایی را به راستگرایان (نئو لیبرال ها) و اعتقاد به برنامه ریزی متمرکز، مالکیت دولتی، تولید اشتراکی و جمع گرایی را به چپگرایان (کمونیست ها) نسبت می دهند. از آنجایی که این تقسیم بندی کمی ناقص است و تمامی جهت گیری سیاسی افراد یا احزاب را نشان نمی دهد لذا نگرش احزاب نسبت به نحوه توزیع قدرت را بر محور عمودی نشان می دهند. پس احزابی را را که از نظر اجتماعی مایل به تمرکز قدرت (سیاسی) باشند را اقتدارگرا (اتوریتارین یا دولت گرا) و آنهایی را که مایل به توزیع قدرت سیاسی باشند را اختیارگرا (لیبر تارین) می گویند……..(برای ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید)

بیشتر بخوانید…

Posted by: الف. پ. | اکتبر 4, 2007

جهت گیری سیاسی 1

گاهی ما در حوضه اندیشه و حوضه عمل کاملا متناقض عمل می کنیم. این لینک را دو ماه پیش در وبلاگ یکی از دوستان دیده بودم. تست جهت گیری عقاید سیاسی است. کار بسیار جالبی است. شاید خیلی دقیق نباشد اما من شخصا خیلی خوشم آمد و بزعم بنده تقریبا درست است و حداقل می تواند به آدمی یک شناخت از جهت گیری فکریش بدهد. اگر وقت فقط 5 دقیقه وقت بگذارید با……...(برای ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید)

بیشتر بخوانید…

Older Posts »

دسته‌ها